
از وبلاگ کیانوش سنجری
http://ks61.blogspot.com
تظاهراتی که با همکاری و مشارکت سازمان عفو بین الملل ترتیب داده بودم، در روز شنبه 12 ژانویه در مقابل پارلمان نروژ در اسلو برگزار شد. این تظاهرات در اعتراض به بازداشت گسترده دانشجویان و شکنجه آن ها در بازداشتگاه های امنیتی و مجازات اعدام در ایران بود. به غیر از 30 نفر از دوستان اهل کردستان، که به دلیل برافراشته شدن چند پرچم ایران، مراسم را ترک کردند، نزدیک به 70 نفر در تجمع شرکت داشتند.
در ابتدا من درباره بازداشت گسترده دانشجویان طیف چپ و شکنجه برخی از دانشجویان در بازداشتگاه امنیتی 209 و بازداشتگاه سپاه در زندان اوین و آزاد نشدن سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر، احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان و نیز درباره موج بزرگ اعدام زندانی ها در ایران سخن گفتم. نماینده سازمان عفو بین الملل گفته های من را به زبان نروژی ترجمه کرد. سپس خانم بنت اریکسن یکی از مسئولین سازمان عفو بین الملل نروژ سخنرانی کرد. او سخنانش را با این جمله آغاز کرد: سه روز پیش وقتی که ایمیل را باز کردم، اولین نامه این بود؛ سعید در آستانه اعدام! سعید محکوم به اعدام است برای اتهامی که هنگام ارتکابش در زیر سن هجده سالگی بود. خانم اریکسن گفت ایران در سال 2007 میلادی تنها کشوری بود که مجرمین نوجوان زیر هجده سال را اعدام کرد. این نقض کنوانسیون حقوق کودکان سازمان ملل است که مجازات اعدام را برای مجرمین زیر هجده سال ممنوع کرده و ایران این پیمان نامه را امضا کرده است.
خانم اریکسن افزود، هم اکنون بیش از 70 نوجوان محکوم به اعدام در زندان های ایران در انتظار اجرای مجازات اعدام هستند. وی در پایان از شرکت کنندگان در تظاهرات خواست به فعالیت ها و اعتراض شان به نقض حقوق بشر در ایران ادامه دهند. خانم اریسکون بر روی اهمیت این اعتراضات پای فشرد.
پس از خانم بنت اریکسون، آقای محمود امیری مقدم، محقق دانشگاه اسلو و فعال حقوق بشر و برنده جایزه حقوق بشر در نروژ در سال 2007 میلادی سخن گفت. آقای مقدم که روشنگری هایش درباره مجازات اعدام در ایران باعث شد اخیرا وزیر امور خارجه نروژ به جمهوری اسلامی نسبت به موج بزرگ اعدام ها در ایران اعتراض کند، با اشاره به آمار مجازات اعدام در ایران گفت: فقط در طی 10 روز نخست سال تازه ی میلادی، بر پایه گزارش روزنامه های رسمی ایران، 23 نفر اعدام شدند. وی از اجرای مجازات قرون وسطایی مانند بریدن دست و پای 5 نفر در روز یکشنبه گذشته در زاهدان و صدور مجازات پرتاب از بلندی برای 2 نفر در فارس نام برد و از مجامع بین المللی خواست که برای جلوگیری از چنین مجازاتی، حکومت ایران را تحت فشار بیشتری قرار دهند.
اقای مقدم همچنین خواستار ارجاع پرونده نقض حقوق بشر دولت ایران به شورای امنیتی سازمان ملل شد. وی از دولت نروژ خواست روابط اقتصادی اش با دولت ایران را مشروط به بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران کند.
در ادامه این مراسم خانم ژیلا حسن پور، خواهر عدنان حسن پور، روزنامه نگاری که محکوم به اعدام شده، سخن گفت. خانم حسن پور گفت در زندان اطلاعات سنندج برادرش را تحت فشار قرار داده اند تا جلو دوربین بنشیند و بر علیه خودش حرف بزند و اعتراف کند. خانم حسن پور از سازمان های بین المللی مدافع حقوق بشر خواست کوشش کنند تا عدنان حسن پور اعدام نشود.
دانشگاه خانه ی ماست
تا پاي جان آن را حفظ خواهيم كرد
۱ - جنبش دانشجويي در ايران هميشه به عنوان نيرو محركه ي اصلي حركت هاي اجتماعي محسوب مي شده است. تاريخ پنجاه و چند ساله ي مبارزات دانشجويي ايران تا به امروز اثبات كرده است كه تنها زماني جنبش دانشجويي مي تواند به جنبشي مترقي در جامعه تبديل شود كه اهل مسامحه نباشد و به عبارتي خود را از بدنه ي حاكميت مستقل سازد. بايد گفت استقلال راه دانشجو در هر برهه اي از تاريخش كه به دست آمده، توانسته تاثيري جدي بر ساختار سياسي نظام هاي استثمارگر ايران بگذارد.
آري بار ديگر در اين مقطع از تاريخ، مبارزات دانشجويي به معناي واقعي شكل گرفته است و اصلا بعيد نبود كه حاكمیت مرتجع، اين جهت گيري اصيل جنبش را كه اينك با پرچم سرخ به اهتزاز در آمده، تاب نياورد. به راستي اينك جهل و علم در تقابل با يكديگرند.
۲ - اكنون بيش از يك ماه از يورش بي سابقه ي نيروهاي امنیتی به دانشگاه ها مي گذرد. براي چندمین بار حاكمیت براي وارونه جلوه دادن حقايق، هجمه ي بي سابقه اي را نسبت به مبارزان دانشجو شروع كرده است. براي نمونه در دانشگاه مازندران به شيوه ي مضحكي، فعالين چپ دانشجويي را با اتهاماتي از قبيل جريحه دار كردن عفت عمومی، بلند بودن صداي موسيقي در منزل شخصي، رابطه ي نامشروع و موارد ديگر كه به زعم عناصر وزارت اطلاعات و امنيت كشور، مي تواند اذهان عمومي را راضي نگه دارد، زنداني كرده اند.
۳ - سناريوي وزارت اطلاعات و امنيت كشور به اين جا ختم نمي شود، ۸ نفر از فعالين دانشگاه مازندران را نزديك يك ماه در سياه چالهاي خود نگه داشتند و آن ها را زير شديدترين شكنجه هاي جسمي و رواني قرار دادند. بي خوابي هاي دادن طولاني، لخت كردن مبارزان دانشجو در سرما، شكنجه با باتوم برقي و شلاق، آويزان كردن از سقف، تهديد خانواده هاي دانشجويان، بازجويي هاي بي وقفه، برپايي دادگاه هاي تفتيش عقايد با اتهامات واهي از قبيل ارتباط با خارج كشور و سوالات مضحكي مانند اين كه چه كتاب هايي خوانده ايد تنها نمونه هایی از شیوه ی برخورد اين مزدوران با دانشجويان مبارز ما در مدت اسارت آنها در بندهاي انفرادي اطلاعات و امنيت رژيم اسلامي بوده است. اين طنزنامه با بمب گذاري توسط عوامل رژيم در دانشگاه صنعتي بابل به صورتی كاملاْ ناشيانه و خنثي كردن آن گوياي اين است كه اين حکومت غيرمردمی هنوز از نظر آرتيست بازي و نقش بازي كردن در سطح آماتوري قرار دارد.
۴ - و اما بازداشت، شكنجه و مقاومت رفيق آرش پاكزاد با اعتصاب غذا، خود حكايت ديگري دارد. ۱۵ روز پيش دستگاه قضايي رژيم حكم آزادي رفيق آرش را از بند انفرادي اطلاعات ساري صادر كرده است. اما عناصر امنيتي رژیم از آزادسازي وي خودداري مي كنند. گويي آن ها ارزش رفيق را دريافته اند و به اين سادگي بازگشت رفيق آرش را به جنبش دانشجويي را برنمي تابند.
اينك ما به عنوان جمعي از دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب دانشگاه هاي مازندران اين ستم گري رژيم را محكوم كرده و به حاكميت هشدار مي دهيم در صورتي كه رفيق آرش پاكزاد و ديگر رفقاي زنداني ما را آزاد نكنند، ما نيز به حكم روش قهري خود مبارزاتمان را وارد فاز جديدي خواهيم نمود.
زنده باد آزادي و برابری
هم اکنون خیابان های ساری نیز توسط مرذم معترض بسته شده است.
اخبار تکمیلی همراه با عکس متعاقباْ فرستاده خواهد شد.
وبلاگ کمیته هماهنگی به دلیل فیلتر شدن به آدرس جدید نقل مکان کرد!
زنده باد آزادی!
زنده باد برابری!
زنده باد رفاه همگان!
به نام یک زندگی انسانی!
زنده باد آزادی، برابری و رفاه همگان!
بار دیگر انسانیت و آزادی در سیاه چاله های تحجر به زنجیر کشیده شد. اکنون تمام نیروهای تاریکی به جوانان آزادیخواه و برابری طلب هجوم آورده تا بار دیگر نگزارد، فریاد به حق آن ها به گوش جهانیان برسد!
دانشجویان متحد شوید !
قبل از آنکه بار دیگر انسانیت در چند قدمی ما بمیرد متحد شوید !
اینک وظیفه ی ماست که دست در دست یکدیگر برای آزادی آرش پاکزاد به میدان جنگ با تحجر بیاییم ! آرش رفیق و هم کلاسی تمام ما دانشجویان سراسر ایران است. هر تازیانه بر بدن او ملیون ها تازیانه بر بدنه ی جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی دانشجویان کشور است ! و ملیون ها ملیون تازیانه بر بدن انسانیت !
کارگران جهان متحد شوید !
از دانشجویان، از این فرزندان همیشه مبارز و پیشرو طبقه کارگر دفاع کنید. از آرش پاکزاد که زیر شکنجه رژیم قرار دارد حمایت کنید ! هم اکنون باید پشت به پشت نیروهای دانشجویی برای مبارزه مستمر و آزادیخواهانه متشکل شوید تا نگزاریم آرش ها و صالحی ها از دست بروند. این ها رهبران همیشه مبارز جنبش های مردمی هستند !
زنان و مردان، دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب، آرش پاکزاد دانشجوی دانشگاه مازندران و از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب بوده که تنها به دلیل عقاید شخصی خود در مراسم 16 آذز که یک مراسم تصویب شده از سوی حکومت نیز هست بدون هیچگونه دلیل قانع کننده ای زندانی شده است.
وی پس از مدتی بازجویی و تحمل شکنجه و با اعتراض گسترده دانشجویان حکم آزادی گرفت اما با تعجب همگان همچنان در بازداشتگاه به سر می برد. جدیداً اخبار دردناکی از زندان های رژیم به گوش می رسد. جان آرش به شدت در خطر است ! خانواده او در طی ملاقاتی که با او داشتند اظهار کرده اند آرش حتی قادر به ایستادن نبوده است !
اما مبارزه ما همچنان ادامه دارد ! تا آزادی آرش پاکزاد مبارزه ما ادامه دارد ! تا آزادی تمامی زندانیان سیاسی از دانشجو، کارگر، معلم و فعالین حقوق زنان مبارزه ما ادامه دارد ! مبارزه ما برای برپایی جهان انسانی است، لحظه ای و مقطعی نیست، به ما بپیوندید ! برای آزادی آرش پاکزاد به خیابان ها بیایید !
من اگر برخیزم تو اگر برخیزی؟!
همه برمیخیزند!!
کمیته هماهنگی دانشگاه بابل
16 دی 86

رفیق آرش پاکزاد، دانشجوی ترم آخر دانشگاه مازندران امروز هشتمین روز اعتصاب غذای خود را در اداره ی اطلاعات ساری سپری می کند.
در ملاقاتی که خانواده ی وی در روزهای گذشته با وی داشته اند، وضع جسمانی وی را اسفبار توصیف کرده اند و بسیار نگران حال او بوده اند.
بدین وسیله ما دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاه مازندران، ادامه ی بازداشت آرش پاکزاد را در سلول های انفرادی وزارت اطلاعات محکوم کرده و اعلام می کنیم که در صورت آزاد نشدن این دانشجو در آینده ی بسیار نزدیک، احتمال بروز عارضه های جسمانی برای این دانشجو قوت بیشتری می یابد. آرش، تنها دانشجویی است که طی دستگیری های اخیر، در شهرستان بازداشت شده و هنوز آزاد نشده است.
لازم به ذکر است که پایان نامه ی آرش پاکزاد توسط یکی از دوستان و استادانش تکمیل شده و ارائه شده است.
آرش پاکزاد را آزاد خواهیم کرد.
آنانی که گمان کرده اند با حضور افرادی چون دارابی می توانند دانشگاه را به پادگان نظامی تبدیل کنند و با تهدید دانشجویان با برگه کاغذ بی ارزشی می توانند هر آنچه که در اذهانشان میگذرد را به اجرا بگذارند بدانند سدی به نام دانشجو در مقابلشان ایستاده است .
عناصر بسیج دانشجویی و طیف وابسته به اصلاح طلبان هر اقدامی را در جهت خاموش کردن صدای دانشجویان معترض دانشگاه آزاد اراک انجام میدهند. تهدید به شناسایی و اخراج از دانشگاه، توهین به دانشجویان فعال در این خبرنامه، تلاش های نافرجام برای هک کردن ایمیل خبرنامه و در آخر التماس های نماینده طیف وابسته به اسلام گرایان دانشگاه( ص - د) برای خاموشی و حذف این خبرنامه از جمله همین اقدامات است.
ما تنی چند از دانشجویان دانشگاه آزاد اراک ضمن محکوم کردن این گونه اقدامات اعلام میکنیم تا زمانی که سرکوب دانشجویان ادامه داشته باشد وظیفه خود میدانیم تا در این باره خبررسانی کنیم و در این راه از هیچ تلاشی دریغ نخواهیم کرد. تمامی مطالب منتشره در خبرنامه این دانشگاه اخباری است که از جریانات درون دانشگاه نشات گرفته اند و این خبرنامه بنا بر رسالتی که خبر و خبرنگار بر گردن دارد هیچ گونه تحریفی در آنها به وجود نیاورده است.
خبرنامه دانشگاه آزاد اراک بار دیگر ضمن ابراز تاسف برای آنانی که دانشجو را از سنگر علم به سلول جهل منتقل کرده اند از مسئولین قوه قضاییه می خواهد با توجه به نزدیک بودن امتحانات پایان ترم هر چه سریعتر با آزادی این دانشجویان به این بازی عاقبت دار پایان دهند .
زنده باد آزادی
-----------
دوم دی ماه 1386
خبرنامه دانشگاه آزاد اراک
حدود یکماه از برپایی آکسیون 1۳ آذر و دستگیری فعالین چپ دانشجویی می گذرد و هنوز تعداد زیادی از آن ها در زندان رژیم زیر فشار شدید فیزیکی و روانی قرار دارند.
اما نیروهای چپ و رادیکال هیچگاه از پشتیبانی و مبارزه برای رهایی رفقایشان دست بر نداشته اند !
جنبش چپ دانشجویی چه اکنون که به شکل گسترده و بی سابقه ای (در این چند سال اخیر) مورد تعرض قرار گرفته و چه در زمانی که دیگر نیروهای دانشجویی از اصلاح طلب تا لیبرال مورد حمله و دستگیری رژیم قرار گرفته اند با مبارزات بی وقفه ی خود خواستار آزادی دانشجویان و تمامی زندانیان سیاسی شده و هیچگاه ذره ای از مواضع خود عقب نشینی نکرده است !
حتی در شرایطی که خود جنبش چپ دانشجویی توسط عده ای از نیروهای راست اصلاحاتی و لیبرال پرو-حکومت مورد حمله قرار گرفت در عین دفاع از مواضع خود از همیاری و کمک برای نجات دانشجویان لیبرال به هیچ وجهی کوتاهی نکرد و اینگونه حقانیت خود را برای آزادیخواهی و برابری طلبی نشان داد ! زیرا از نظر ما هیچ کس برابر تر از سایرین نیست !
اما مثل اینکه برای بسیاری از دوستان لیبرالمان این معانی مفهوم خاصی را در بر ندارد !
رفتار این یاران دبستانی بعضی اوقات باعث بوجود آمدن مسائل و افکاری می شود که به هیچوجه برای یک جنبش آزادیخواه و انسانی خوب نیست ! مثل اینکه ایشان در سیاست های دوگانه و پشت پرده راست ها گیر کرده اند و حاضر هم نیستند بیرون بیایند !
در مراسمی که تحکیم وحدت در دانشگاه بابل گرفت با وجود اینکه چند روز پیش بیش از 30 نفر از رفقای رادیکال ما به شکل وحشیانه ای بازداشت شده بودند هیچگونه نامی از این رفقا به میان نیامد در حالیکه 5 نفر از ایشان از رفقای دانشگاه مازندران بوده اند.
مراسم با سرود و دست زدن و تعریف خاطرات خوش قدیم اجرا شد و پسترهایی دوستان تحکیمی تنها دلیل های دانشجویی بودن و ضد دیکتاتوری بودن این مراسم بود و اگر نه با شامورتی بازی های بسیجی های دانشگاه چندان تفاوتی نمی کرد !
اما در نقاط دیگر هم وضع بهتر از این نبود و در نهایت هم با تمام اعتراضات ما به این سکوت پر معنی و خجالت آور چندین بیانیه در رسای رفقای در بند به بیرون داده شد و دیگر هیچ !
اما سکوت دوستان تحکیم وحدتی در این برهه که یک ماه از دستگیری ها گذشته و حتی آن ها نیز از وقایع احیاناً به خوبی با خبر شده اند با قرار آزادی سه دانشجوی لیبرال ( که از نظر ما بسیار عزیز هستند ) وارد فاز جدیدی شده است !
چنین سکوتی تنها می تواند نشان دهنده یک سازش آشکار و یک همکاری دوجانبه با دستگاه حکومت باشد ! در واقع برای برخی از یاران تحکیمی دیکتاتور بد است اگر بر خلاف آن ها کاری کند ! در واقع دیکتاتور بد است اما نه لزوماً همه جا و همه وقت تا بعضی از مخالفان ایشان نتوانند نطق بکشند !
مبارزه با دیکتاتور هم خوب است اما نه باز همه جا ! بعضی اوقات هم ساکت بودن بهتر است ! گاهی هم می توان ناله ای کرد و اینگونه خیال خود را راحت کرد ! مبارزه باید تا جایی باشد که از قبل در محفلی یا جمعی از فراماسیونرهای باهوش تر از بقیه ! تایین شده و نه بیش از آن .
اما پیام ما برای این دوستان چیزی جز همبستگی برای رهایی از بند دیکتاتوری نیست.مطمئن باشید که چنین سیاست هایی روزی به ضرر خود شما و آیندگان شما خواهد بود ! وارد بازی سیاست جناح های حاکم شدن یعنی یکی از آن ها شدن.یعنی در بدنه دیکتاتوری حل شدن و در نهایت به یک نیروی سرکوب گر و بازدارنده تبدیل گشتن !
بهتر است به جای اینگونه جدا سازی و فرافکنی ها بار دیگر با هم و به شکلی متحد با هر مرام و مسلکی که داریم بر ضد شرایط غیر دموکراتیک موجود در جامعه به پا خیزیم. این تنها راه رهایی از وضعیت موجود و تنها چاره ی آزادی رفقای در بندمان است !